وقتی یادگیری فقط شعار می‌شود

آرمین بیات۴ دقیقه مطالعه
وقتی یادگیری فقط شعار می‌شود

احتمالاً شما هم این جمله را زیاد شنیده‌اید، یا با آدم‌هایی مصاحبه کرده‌اید که وقتی از آن‌ها می‌پرسید چرا می‌خواهند از شرکت قبلی‌شان جدا شوند، چیزی شبیه این می‌گویند: «دیگر چیز جدیدی برای یاد گرفتن وجود نداشت» یا «احساس می‌کردم یادگیری‌ام متوقف شده است.»

عدد دقیقی ندارم و نمی‌توانم با قطعیت بگویم چند بار این جمله را شنیده‌ام، اما فکر می‌کنم در بیشتر مصاحبه‌هایی که در ده سال گذشته داشته‌ام، این موضوع مطرح شده است. آدم‌ها معمولاً نبود یادگیری، نبود تکنولوژی‌های جدید، یا حس رشد نکردن را به‌عنوان یکی از دلایل اصلی جدا شدن از شرکت قبلی‌شان مطرح می‌کنند.

و راستش، این دلیل به‌خودی‌خود نه عجیب است و نه اشتباه. حتی می‌تواند کاملاً قابل درک باشد. آدم‌ها حق دارند دنبال رشد باشند، بخواهند یاد بگیرند و نخواهند سال‌ها در یک نقطه ثابت بمانند. مسئله از جایی شروع می‌شود که همین آدم‌ها وارد محیطی می‌شوند که واقعاً فرصت یادگیری و تغییر وجود دارد، اما در برابر همان تغییر مقاومت می‌کنند.

در یک سال گذشته، من تقریباً هر کاری را که یک مدیر می‌تواند برای کمک به پذیرش AI در یک تیم انجام دهد، انجام داده‌ام. آموزش، گفت‌وگو، جلسه، معرفی ابزار، ایجاد فضا، تشویق کردن، توضیح دادن اهمیت موضوع و بارها و بارها درخواست از تیم برای اینکه این مسیر را جدی‌تر بگیرند. با این حال، هنوز آدم‌هایی هستند که ترجیح می‌دهند دقیقاً به همان روش قدیمی کد بزنند، همان فرایندهای قبلی را دنبال کنند و کمترین تلاش ممکن را برای تغییر روش کار خود انجام دهند.

برای من، دیدن این رفتار یکی از عجیب‌ترین چیزها در دنیای تکنولوژی امروز است. همان آدم‌هایی که اگر بخواهند توضیح بدهند چرا از یک شرکت جدا شده‌اند، احتمالاً می‌گویند «از تکنولوژی‌های جدید استفاده نمی‌کردند» یا «چیزی برای یاد گرفتن وجود نداشت»، گاهی همان‌هایی هستند که در برابر یکی از بزرگ‌ترین تغییرهای صنعت نرم‌افزار مقاومت می‌کنند.

البته نمی‌خواهم بگویم همه این‌طور هستند. این اصلاً منصفانه نیست. آدم‌های زیادی واقعاً یاد می‌گیرند، تلاش می‌کنند، به‌روز می‌مانند و از ابزارهای جدید استفاده می‌کنند. اما حتی اگر این رفتار فقط در تعداد کمی از افراد وجود داشته باشد، باز هم برای من عجیب و نگران‌کننده است. چون سؤال اصلی این است: در عصری که هر روز در تکنولوژی اتفاق جدیدی می‌افتد، چرا بعضی آدم‌ها هنوز این‌قدر در برابر یادگیری مقاومت می‌کنند؟

از چه چیزی می‌ترسند؟ از AI؟ از تغییر؟ از این احتمال که روش قدیمی کار کردنشان دیگر کافی نباشد؟ یا شاید از این واقعیت که ممکن است دوباره از نقطه‌ای شروع کنند که دیگر در آن متخصص نیستند؟

فکر می‌کنم بخشی از مسئله دقیقاً همین است. یادگیری واقعی همیشه با کمی درد همراه است. تو را از جایی که در آن احساس امنیت می‌کنی بیرون می‌کشد. وقتی سال‌ها با یک ابزار، یک زبان، یک روش و یک مدل ذهنی کار کرده‌ای، تغییر به‌صورت طبیعی سخت می‌شود. اما سخت بودن تغییر، دلیل کافی برای نادیده گرفتن آن نیست؛ مخصوصاً وقتی در حوزه تکنولوژی کار می‌کنی.

روش قدیمی برنامه‌نویسی، همان روشی که بسیاری از ما سال‌ها با آن آشنا بوده‌ایم، به‌صورت جدی در حال تغییر است. چه دوست داشته باشیم، چه نداشته باشیم، چه بپذیریم، چه نپذیریم، این مسیر به عقب برنمی‌گردد. AI دیگر فقط یک ابزار جانبی یا یک ترند کوتاه‌مدت نیست. آرام‌آرام دارد به بخشی از شیوه فکر کردن، ساختن، تست کردن، دیباگ کردن، مستندسازی و حتی تصمیم‌گیری در مهندسی نرم‌افزار تبدیل می‌شود.

برای همین باور دارم آدم‌هایی که در تکنولوژی کار می‌کنند، اما اخبار را دنبال نمی‌کنند، ابزارهای جدید را امتحان نمی‌کنند، روش کار خود را بازبینی نمی‌کنند و فقط به چیزی تکیه می‌کنند که سال‌ها قبل یاد گرفته‌اند، در این دوره جدید خیلی زود آسیب می‌بینند. شاید نه امروز. شاید نه فردا. اما دیر یا زود، فاصله بین آن‌ها و دنیا آن‌قدر زیاد می‌شود که دیگر نادیده گرفتنش ممکن نیست.

من این متن را بیشتر از سر ناراحتی و حسرت می‌نویسم. ناراحتی از اینکه بعضی آدم‌ها روز اولی را که وارد یک سازمان شدند فراموش می‌کنند. روزی که با انرژی، امید و ادعای رشد و یادگیری آمده بودند. روزی که می‌گفتند می‌خواهند در محیطی باشند که بتوانند چیزهای جدید یاد بگیرند و خودشان را توسعه بدهند.

شاید بد نباشد گاهی یادداشت‌های روز مصاحبه آدم‌ها را دوباره با خودشان مرور کنیم. نه برای سرزنش کردن، بلکه برای یادآوری. برای اینکه ببینند روز اول چه می‌خواستند، چه تصویری از رشد در ذهن داشتند و زمانی که دلیل خروج از محیط قبلی‌شان را توضیح می‌دادند، دقیقاً از چه چیزی حرف می‌زدند.

چون لحظه‌های زندگی ما در حال گذشتن است. تکنولوژی منتظر ما نمی‌ماند. دنیا هم منتظر ما نمی‌ماند. اگر یادگیری واقعاً برای ما مهم است، وقتی فرصت یادگیری درست روبه‌روی ما قرار می‌گیرد، نباید از آن فرار کنیم.

یادگیری فقط چیزی نیست که در مصاحبه‌ها درباره‌اش حرف بزنیم. یادگیری یعنی وقتی دنیا تغییر می‌کند، ما هم شجاعت تغییر کردن داشته باشیم.

دیدگاه‌ها

دیدگاه‌ها پس از بررسی و تأیید منتشر می‌شوند.

  • هنوز دیدگاه تأیید‌شده‌ای وجود ندارد.

مطالب مرتبط

وقتی یادگیری فقط شعار می‌شود | آرمین بیات